یسنا

یسنا جان تا این لحظه 7 سال و 7 ماه و 15 روز سن دارد

این روزها....

سلام دختر نازم ... با اینکه الان زمستونه و داریم روزهای زمستونی رو پشت سر می گذاریم ولی حال این روزهای من مثل بهار می مونه ...یه روز آفتابی و صافه ...یه روز ابری و بارونی ...یه روز آسمون آبیه و نسیم آرومش بهم آرامش میده و یه روز رعد و برق میزنه و طوفان میشه ... نمی خوام ناراحتت کنم ولی وقتی برات می نویسم آروم میشم ... یکی از دوستهای آجی صبا همونیکه تو ماشین وقت تصادف کنار صبا نشسته بود نتونست این دنیا رو تحمل کنه و پر کشید ....گفتنش خیلی سخته ولی داغونمون کرد ...تصور اینکه این اتفاق میتونست برای هر کسی بیفته شبها رو ازم گرفته حتی نمیدونم باید خدا رو شکر کنم به خاطر رحمی که به ما کرد و صبا رو دوباره بهمون داد یا نه ...این یعنی به رفتن یکی دیگه راضی بودم ...ولی نبودم فقط میتونم بگم خدایا راضیم به رضای تو ... دخترم هر وقت این پست رو خوندی و یا هر کسی که این پست رو خوند لطفا یه فاتحه برای شادیه روح صدف یونسی بفرست و دعا کن تا روحش شاد باشه و آروم. اما روزهای آروم من همون روزهایی که به شما فکر میکنم و شاد میشم از داشتنتون... امیدوارم تمام روزهای تو سرشار از شادی باشه و اینو بدون دخترم همه چیز توی این دنیا خواست خداست ما باید راضی باشیم و تسلیم باشیم در برابر خواست اون و این به معنیه ضعف ما نیست ...همیشه تلاش کن ،نهایت تلاشت و بجنگ با زندگی تا بهترین ها نصیبت بشه و خوش باش و بدون که من،مامانت ،کسی که با تمام وجودم دوستتت دارم همیشه عاشقانه در کنارتم و هواتو دارم ...چه این هوا بارونی باشه و چه آفتابی!!!!!
تاریخ : 15 بهمن 1393 - 15:06 | توسط : مامان یسنا | بازدید : 1133 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر

روزهای زمستونی...

یه سلام خوشگل زمستونی به همه...

یه سلام زمستونی به دختر خوشگلم که اندازه تمام دنیا دوستش دارم

ببخشید که دیر اومدم ولی خوب اومدم...خبرهای خوشی دارم اولیش اینکه آجی صبا خیلی بهتره و میتونه کم کم راه بره ...دومیش اینکه بابایی امتحاناتش رو به بهترین شکل ممکن تموم کرده و منتظره دفاعه...سومیش اینکه من چقدر خوشبختم که شما رو دارم ...

به قول بابای مهری ماه عزیز از وقتی این گوشی های هوشمند روونه بازار شدن خیلی از مامانها دیگه نیستن ولی به نظر من اینجا یه چیز دیگه است و به یسنا گلم قول میدم همیشه اینجا رو براش پا برجا نگه دارم...

دختر قشنگم روزمره گیهای زندگی اونقدر زیادن که گاهی یادمون میره که یاد دوستهامون باشیم ...یادمون میره از بودن در کنار کساییکه دوستشون داریم لذت ببریم ...یادمون میره هر چی تو این دنیاست لطف خداست ...یادمون میره تشکر کنیم از هر کسی که یه جورایی بهمون لطف کردن ...یادمون میره خودمونو دوست داشته باشیم ...

اینو بدون اگه یه روز فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟

قیمت یه ساعت روشناییه خورشید چنده؟

چقدر باید بابت مکالمه روزانمون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا بتونیم نفسمون رو بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم؟

اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی می کنی...

شاد باشی دخترم شاد شاد شاد...و دلت از غم دنیا خالی ....


تاریخ : 04 بهمن 1393 - 14:13 | توسط : مامان یسنا | بازدید : 1288 | موضوع : وبلاگ | 6 نظر