یسنا

یسنا جان تا این لحظه 7 سال و 19 روز سن دارد

سلام کوچولو...

یسنای قشنگم سلام ...

چی بگم از زمستون و هوای سرد که باعث شده خونه نشین بشیم و دیگه از پارک و گردش خبری نیست،خوب دخترم چاره ای نیست میترسم خدایی نکرده سرما بخوری میدونم که حوصله ات حسابی سر رفته عوضش تو این مدت کلی با هم بازی کردیم و چیزهای جدیدی یاد گرفتیم...

دختر نازم یاد گرفته و سلام میکنه و وقتی کسی ازش میپرسه یسنا خوبی؟میگه :منون....که منظورت همون ممنون!!!!الهی قربونت برم

وقتی میگم مامانی یه بوس بومبله ای کن!!!!!لبهاتو محکم میچسبونی به صورتم و یه ماچ ابدار میکنی....

تمام اتاقها و کشوها و کمدها از دستت فریاد میزنن!!!چون یه لحظه دست از سرشون بر نمیداری چند روز پیش کلی صدات کردم و دنبالت گشتم آخر سر دیدم مثل وروجکها کمد لباست رو خالی کردی و نشستی توش!از شیطنت هم داشتی میخندیدی...

وقتی میریم بیرون فقط چشمت به پلاک ماشینهاست و اعدادشون رو میخونی مثلا میگی:منچ...منظورت پنج!شش...دو ...هفت...نه...

چند روز پیش توی تلویزیون دیدی که دارن سنتور میزنن با یه ذوقی بهم نشونشون میدادی و من هم بهت گفتم اگه دوست داشته باشی یکی برات میخرم تا یاد بگیری از اون روز هر وقت یادت می افته میای پیش من و دستهاتو یکی یکی به حالت زدن سنتور میزنی رو مبل و میگی :بخر!!!!یعنی واقعا علاقه داری؟؟؟حتما میذارمت کلاس موسیقی عزیزم ...

تو خیلی بااستعدادی مامانی دوست دارم مثل همیشه و برات دنیا دنیا خوشبختی آرزو میکنم .....


تاریخ : 03 دی 1392 - 13:30 | توسط : مامان یسنا | بازدید : 648 | موضوع : وبلاگ | 26 نظر

نظر شما

نام
ایمیل
وب سایت / وبلاگ
پیغام